| ||
|
|
در قرن شانزده اين دو ساز در اسپانيا بسيار رايج بودند و نوازندگي با انگشت به حدي عموميت پيدا کرد که پسوند de mano در اين کشور به کلي از اسم اين سازها حذف شدند. ويوئلا (يعني نوع اشرافي گيتار ) در اسپانيا به منزله لوت در ساير نقاط اروپا بود. در طي قرن شانزده گيتار در دربار فرانسه دوران اوجي را پشت سر گذاشت. در آن زمان گيتار چهار کر (" Choeurs اين کلمه معادل انگليسي آن course است ، در اصل به معني هم آهنگي و همسرائي است ولي در اينجا به معني سيم هاي جفت که گاهي با اکتاو يکديگر کوک ميشده اند.به اين ترتيب مثلاً گيتار پنج کر داراي ده سيم بود که دوتا دوتا با هم کوک ميشدند".) وجود داشته گر چه در اوايل قرن هفدهم گيتار چهار کر همراه با ويهوئلا جاي خود را به گيتار پنج کر دادند. ظاهراً در قرن شانزدهم ميلادي بود که گيتار پنج کر در اسپانيا ظهور کرد.در اوايل قرن هفده گيتار پنج کر در اسپانيا طرفداران زيادي داشت و در کشورهايي چون فرانسه و ايتاليا نيز رواج يافت. در اين عصر، گيتار در اسپانيا سازي مردمي بود در صورتي که در ايتاليا تا حد بسيار زيادي يک ساز اشرافي به شمار مي آمد.در نيمه قرن هجده هنوز هم گيتار پنج کر ساخته ميشد ولي کميت آن رو به کاستي ميرفت.ضمناً گيتارهاي اين دوره اندک تفاوتي با گيتارهاي قرن هفده داشتند. سالهاي 1770 و 1780 گيتار پنج کر جاي خود را به گيتار شش کر تغيير داد و در فرانسه و ايتاليا گيتار با سيمهاي ساده جاي گيتار با سيمهاي جفتي را گرفت .در فاصله سالهاي 1770 تا 1850 روي ساختمان آن تجربيات فراواني به عمل آمدو عاقبت تمام اين کارها منجر به خلق گيتار مدرن گرديد.در سال 1780 ،گيتار شش کر به اسپانيا معرفي گرديد و بسيار رواج پيدا کرد. اسپانياييها در فنون ساختن اين ساز به طور چشمگيري پيشرفت کردند. بيشتر اين نوع گيتارها در اسپانيا از جنوب گشور آمده بودند.شهر کديز که در نزديکي سويا واقع شده بود، مرکز عمده توليد گيتار محسوب ميشد. در ضمن گيتارهاي ساخت اي دو شهر (کديز و سويا ) بسيار پر نقش و نگار بودند. پرتغاليها نيز در ساختن گيتارهاي شش کر رهروي اسپانيايي ها بودند. اسپانيايي ها مثل پرتغالي ها سالهاي زيادي پس از باب شدن گيتار با شش سيم ساده همچنان گيتار شش کر را ترجيح ميدادند البته اين کار ناشي از بي اطلاعي آنها نبود. در حقيقت مردم اين دو کشور کاملاً در جريان تغيير و تحولات گيتار شش سيم تکي در ساير نقاط اروپا بودند و ليکن اسپانياييها از توانايي گيتار شش کر در همراهي آوازهاي اندلسيايي و رقصهاي آن کاملاً مطلع بودند و به اين خاطر مدتهاي مديدي پس از باب شدن گيتار شش سيم تکي همچنان از گيتار شش کر استفاده ميکردند. اواخر قرن هجده و اوايل قرن نوزده دورا تحول گيتار محسوب ميشود و فرانسويها و ايتاليايي ها در امر تبديل گيتار به يک ساز شش سيم ساده و نيز تدوين کوک مدرنپيشگام بودند. در طي اين سالها گيتار با شش سيم ساده نسبتاً شکل استانداردي پيدا کرد و نيز همراه با رايج شدن سيمهاي تک،خرک گيتار نيز تغييراتي يافت به صورتي که سيمها به آن گره ميخوردند.ترقي چشمگير گيتار در اوايل قرن نوزده يکي از نمات برجسته تاريخ آن است گيتارهاي ساخت آنتونيو د تورس خواردوي اسپانيايي (Antonio de Torres Jurdo) 1892-1817شباهتهاي کامل خود را به گيتارهاي امروزي نشان ميدهند. تورس مشهور ترين و پيشروترين گيتار ساز جهان به شمار مي آيد. از تحولات بعدي که در گيتار بوجود آمد، نايلومي کردن سيمهاي گيتار است.نخستين سيمهاي نايلوني، ساخت کارگاه سيم سازي آلبرت آگوستين (Albert Augustine)بود. قبل از اين سيمهاي زير گيتار همه از جنس روده (زه) و سيمهاي باس آن از جنس ابريشم نتابيده بوده که نوار فلزي به دور آن مي پيچيدند. اين نوع سيمها اشکالات قابل ملاحظه اي داشتند. ازجمله اشکالات آنها ميتوان به آساني از کوک خارج شدن آنها،مقاومت کم و عدم يکنواختي ضخامت آنها بود که ارتعاشهاي غلطي را به دنبال داشت. همانطور که معرفي و ساخت گيتار مدرن را به تورس نسبت ميدهند، عامل غناي موسيقايي و فني اين ساز را نيز عموماً به فرانسيسکو د آسيس تارگا ايکسيا (Francisci de Asis Tarrega Eixea 1852-1990)نسبت ميدهند. تارگا نوازنده بزرگي بود که اصول تکنيکي محکمي براي اين ساز پايه گذاري کرد و اما تحول وسيع اين ساز را بيشتر مرهون فرناندو سور (Fernandi Sor)وديونيزيو آگوادو که هر دو اسپانيايي هستند ميدانند. در واقع اسپانيا تنها کشوري بود که پس از رواج يافتن گيتار،مردم آن ديگر هرگز از آن دل نکندند. با اينکه سليقه اشرافيت اسپانيا دائم در حال تغيير بود ولي مردم عادي براي همراهي رقص و آواز خود کماکان از گيتار بهره مي جستند. در حقيقت اسپانيا کشوري بود که ميتوان گفت گيتار در آن ساز ملي به شمار مي رفت و گيتار همچنان به عنوان يک عنصر اصلي زندگي باقي ماند. ديدرو دالامبر صاحبان دائره المعارف در سال 1751 که هر دو از ادبا و نويسندگان بزگ فرانسه به شمار مي روند،در دائره المعارف خود در مورد گيتار چنين اظهار داشته اند: "صداي اين ساز به حدي دلنشين است که براي تمام لطافتهاي آن بايد مطلقاً سکت بود ... بايستي با آن تکنوازي يا با صداي سازي از نوع خودش همراهي کرد. نوشته شده توسط فرهاد مصلی نژاد |
پيانوها چگونه در تهران به صدا درآمدند؟
میراث خبر، سرويس هنر _ اولين بار در زمان مظفرالدين شاه چند آهنگ ايراني توسط لومر موس مدرسه موزيك نظام براي پيانو نوشته شد
تاريخچه ورود پيانو به ايران به اواخر دوران سلطنت ناصرالدين شاه برمي گردد، آن زمان اما كسي نواختن با اين ساز را در اندروني نمي دانسته است. روح الله خالقي در كتاب سرگذشت موسيقي ايران از قول معيرالممالك _ نوه ناصرالدين شاه و گردآوردنده كتاب خاطرات او _ در اين باره مي نويسد: «در بالاخانه انيس الدوله پيانويي بود كه هيچ كس از اصل اندرون زدن آن را نمي دانست. در آن زمان 5 يا 6 پيانو بيشتر در تهران نبود.» گويا در اين دوران محمدصادق خان ملقب به سرورالملك از نوازندگان چيره دست پيانو بوده است، به همين خاطر مادر معيرالممالك (عصمت الدوله)، يكي از كنيزان خود را با نام تبسم، نزد محمدصادق خان مي فرستد تا نواختن پيانو بياموزد، و هر آن چه را كه آموزش ديده به عصمت الملوك منتقل كند. طبق گفته معيرالممالك «اين كار بين خانم هاي اندروني شهرتي بسزا يافت و شاه را هم خوش آمد. مادرم خدمت شاه مي ماند و پيانو مي زد.»
در سفرنامه مظفرالدين شاه نيز به اين مطلب اشاره شده كه قطعه اي شامل قسمتي از آواز چهارگاه و همايون و ماهور با چند تصنيف به دستور او توسط لومر مختص اجرا با پيانو نوشته شده است. در اين .سفرنامه همچنين دستور خريد چند ارگ و پيانو آورده شده است

اغلب نوازندگان پيانو در سال هاي آغازين، از شاگردان مدرسه موزيك نظام بودند كه از ميان آنها مي توانيم به ناصر همايون پيشخدمت مخصوص مظفرالدين شاه اشاره كنيم كه در دارالفنون با نواختن پيانو و ساير ابزار موسيقي آشنا شده بود. معتمد الملك يحياييان نيز كه ابتدا تار مي زد و بعد به پيانو روي آورد، از جمله اين افراد است. نكته جالبي كه مي توان در مورد او به آن اشاره داشت .تاسيس بيمارستان شفا است كه در خيابان شهدا واقع شده است
محمود مفخم ملقب به مفخم الممالك نيز از ديگر نوازندگان پيانو و از جمله افرادي بود كه كلاس هاي .آموزش پيانو داير كرد. اين كلاس ها در زمان خود با استقبال نيز مواجه شد
اما در ميان نوازندگاني كه به آنها اشاره شد، مشير همايون جايگاه ويژه اي دارد. با توجه به صفحاتي كه از او باقي مانده، موسيقي دان ها به استادي او در اين رشته اذعان مي كنند. مشير همايون از جمله نوازندگاني بود كه در كنسرت انجمن اخوت شركت داشته است. اين برنامه ها كه در واقع مي توان به آنها عنوان اولين كنسرت هاي وطني را اطلاق كرد در باغ ظهيرالدوله برگزار مي شد. ظهيرالدوله خود باني تاسيس انجمن اخوت بود. از مشير همايون صفحاتي كه در كمپاني كلمبيا با همراهي آواز رضاقلي ميرزاي ظلي ضبط كرده، به جاي مانده است. او به جز موسيقي، ذوق ادبي هم داشته به طوري كه علاوه بر سرودن شهر، قطعات نمايشي منظومي برگرفته از اشعار فردوسي، حافظ و سعدي را هم براي اجرا .آماده مي كرده است
از ميان شاگردان مشير همايون نام شاگردان او بيش از سايرين معروف شدند، حسين استوار و مرتضي محجوب. پدر محجوب از اولين كافه هاي لاله زار را داير كرده بود كه در آن جا پسرانش ويلون و پيانو مي زدند. گويا در سالن سينما فاروس هم كنسرتي برگزار شده كه محجوب 10 ساله در آن پيانو .مي نواخته است.




